رد شدن به محتوای اصلی

فرزانه شیدا کیست ؟

http://tradea.org/uploads/p/pandha/640.jpg

زندگینامه فرزانه شیدا :
فرزانه شیدا ، شاعر و سرآینده معاصر ایران بیش از سی سال است که شعر می سراید او متولد سال ۱۳۴۰ می باشد بیست سال است که در کشور سرد نروژ زندگی می کند آب و هوای بد نروژ برای سلامتی او مشکلاتی آفریده اما او در وادی اندیشه نخبگان و شعر بسیار پر تلاش است . چهار سال است که بر روی نوشته های حکمت آموز ارد بزرگ اندیشمند برجسته کشورمان در حال بررسی و پژوهش است او در آغاز با گردآوری کتاب سخنان ماندگار ارد بزرگ (آذر ماه ۱۳۸۴ ) و پس از آن کتابهای ذرات طلایی توجه بسیاری از علاقمندان به سخنان پندآموز و نصایح مشاهیر را به خود جلب نمود اما شاه بیت آثار او کتاب بعد سوم آرمان نامه ارد بزرگ است و تا این تاریخ تنها بخشهای از آن کتاب منتشر شده است و او همچنان در حال تحقیق و انتشار بخش های دیگر آن کتاب وزین است .
اشعار فرازنه شیدا بسیار روان ، ساده و دلنشین هستند .  توانایی او در علوم انسانی اعم از روانشناسی ، جامعه شناسی و فلسفه ، محتوای اشعارش را بسیار غنی نموده است .

برای این شاعر گرانمایه و همسر و دو فرزندش آرزوی کامیابی و بهروزی می کنیم .

و چند شعر از او :

میروم

میروم با گریه ها دریا بسازم
در قمار عشق تو جانم ببازم
میروم سیر ازهمه عمر وجوانی
بی تو باید تا ابد در غم گدُازم
میروم ویران کنم این سرنوشتم
تا دگر با بی وفائی ها نسازم
!!!
میروم در هجر تو… تنهای تنها
من چگونه با غم هجرت بسازم؟
میروم تنها بمیرم در غم ء دل
اینچنین پنهان کنم درد و نیازم
میروم آواز خوانان د دل ء شب
تا که در صحرا نوای غم نوازم
میروم با عشق تو صحرا به صحرا
با خد ا گویم فقط از درد و رازم
میروم سوی خدا زیرا که منهم
بندهء غمگین آن بند ه نوازم
میروم شاید بگیر د دست ما را
ا و فقط آگه بّود از سوز وسازم
میروم ویران کنم این زندگی را
تا امیدم را به نومیدی نبازم
میروم رنجیده از نیش رفیقان
من وفای این رفیقان را بنازم**
!! **
میروم یا جان دهم در راه عشقت
یا بدیدارت رسم ای دلنوازم
!!!
میروم اما وفادارم به عشقت
در جهان تنها توئی محبوب نازم
سروده : فرزانه شیدا
سی ویک فروردین ماه ۱۳۶۱




آزادی

در خیالی به بلندای امید

حیله ای بود و فریب

رفتن و جستن آن نام سپید

که به چشم منو تو

یک کبوتر شد و بر بام پرید

شرح آزادی انسان افسوس

در همه شهر و دیار

از سر بستن پرهائی بود

که ز قلب منو تو می ر وئید

دل ما زندانی ست

بر دل عاشق ما بالی نیست

دست ویران گر این عصر جدید

بندها بر دل عشاق کشید

روح آزادهء ما رفت بباد

آدمی بی دل و بی عشق دریغ

همه آن رشتهء پیوند برید

قرن آزادی انسان افسوس

عشق را از همه دلها دزدید

ما به بیگانه شدن خو کردیم

روح ما در خود و در خویش خزید

و جدا بودن ما

تا به بیگانگی مادر و فرزند رسید

و کنون آزادیم

آه آری آزاد

تا در این قرن تمدن همگی

یکه باشیم و غریب

و هر آن دل که پری باز نمود

یا که در عشق طپید

قفسی بیش ندید

بی خبر زآنکه رهائی به دلی ست

که غم خویش نداشت

غرقه در خویش نبود

از من خویش رهید

و به آن گلشن پیوند ز عشق

همچو خورشید دمید

سبزی عاطفه را رنگی داد

به سحرگاه محبت تابید

تا به همراه دل عاشق ما

به همان گرمی دیروز رسید

به همان شعله ی عشق

و به آن پیوندی ، که به آئین وجود

معنی بودن داد

و دگر باره به عشق

گرمی و لذت هستی بخشید

فرزانه شیدا ۱۳۸۳ سوم تیرماه




؛به شیدائی: کسی ؛؛فرزانه ات ؛؛نیست؛
دل شکستن هنر نمی باشد تا توانی دلی بدست آور

برودیگر مرا حرفی بلب نیست
دلم میمیرد اما بر تو تب نیست!

برو کین ساحل ما موج غمهاست
مرا طوفان غم در سینه برپاست

برو… حتی نمیگویم که بازآ
نمیجویم ترا …دیگر بفردا…

برو دیگر نمیگیرم نشانت
زخاطر میبرم آن دیدگانت

مرا از اوج عشق وشور وشادی
فرو بردی به قعرنامرادی

مرا از آن بلندای محبت
رساندی تا سیاهی های محنت
کنون همچون غریقی کنج ساحل
فتادم از غمت غمگین وبیدل
مرا این عاشقی تا غم کشانده
ولی حرفی دگر بر لب نمانده!
اگر این تک نفس هم بی تو سرشد
بدان عشق توهم از سر بدر شد
کنون دیگر برو حرفی مرا نیست!
خدای ما …زقلب ما جدا نیست
خود او درمان کند اندوه دل را
اگرچه مانده ام غمگین وتنها!
چو نومیدی بدیدم از تو هم نیز
دگر صبرم شده از غصه لبریز
برو دیگر نمیخواهم بمانی
ولی باید فقط اینرا بدانی:

کسی هرگز چو من دیوانه ات نیست
به ؛ شیدائی؛ کسی ؛فرزانه ات ؛ نیست!

برو با قلب ما هم بی وفا باش
توهم چون دیگران جور وجفا باش
برو این زندگی را جستجو کن
تمام زندگی را زیر ورو کن

برو از کف بده این قلب ما را
نمی یابی چومن دیگر بدنیا

کنون با قلب ویران همنشینم
دگر با هجر تو "خلوت نشینم "

ترا از سوز قلبم با خبر نیست
ولی دل را شکستن هم هنر نیست!

بروکس همچومن دیوانه ات نیست؛
به شیدائی: کسی ؛؛فرزانه ات ؛؛نیست؛

۱۳ فروردین ۱۳۸۷/۱۹ آپریل۲۰۰۸
سروده فـــرزانه شـــیدا





نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

گریه کنید !

اما آیا می‌دانید که اشک ریختن می‌تواند چقدر برای روح و جسم ما مفید باشد؟ حتماً تعجب می‌کنید البته فراموش نکنید اشک ریختن ممکن است از طریق محرک‌های بسیاری ایجاد شود اما آنچه که ما در این بحث می‌خواهیم مطرح کنیم اشک ریختن به واسطه تحریک احساسات است . محققان عقیده دارند گریه و خنده هر دو ریشه در یک بخش از مغز دارند و همان‌طور که خنده فواید زیادی برای بدن دارد که می‌توان از آنها به پایین آوردن فشار خون، افزایش قدرت ایمنی بدن و بهبود حالت روحی اشاره کرد گریه نیز خواص مشابهی دارد . متخصصان مغز و اعصاب که روی گریه تحقیقات زیادی انجام داده‌اند می‌گویند گریه می‌تواند براثر هر محرک بیرونی مانند شنیدن یک موسیقی، تماشای یک فیلم یا محرک درونی مثل یادآوری خاطرات تلخ و یا هر چیز دیگری ایجاد شود اما آنچه اهمیت دارد این است که بدین ترتیب تخلیه احساسی که بسیار ضروری است انجام می‌گیرد . باید بدانید که به طور عادی زنان 4 برابر بیشتر از مردان گریه می‌کنند و بررسی‌های انجام شده نشان داده است که 85 درصد از زنان و 72 درصد از مردان پس از گریه احساس بهتری دارند.البته گریه مردها و زنان با هم ت...

آرامش هدف است ؟

می گویند رسیدن به آرامش هدف است  باید گفت آرامش تختگاه نوک کوه است  آیا کوهنورد همیشه بر آن خواهد ماند ؟  بیشتر زمان زندگی او در پایه و دامنه کوه می گذرد  به امید رسیدن به آرامشی اندک و دوباره نهیب دل و دلدادگی به فرازی دیگر .  ارد بزرگ منبع : http://kasra00.blogfa.com/post-156.aspx سروده بسیار زیبای وطن از شکوهه عمرانی (شیرین) جملات کوتاه و زیبا جملات کوتاه و زیبا سخن بزرگان پیامک های خواندنی فرگون زیبا مهدی اخوان ثالث جومونگ تاریخ ایران را به یغما برد تو را می پرستم - جملات زیبا ، سخن بزرگان و پندهای ... فلسفی: سخنان آموزنده برای زندگی بهتر جملات زیبا عشق در نگاه بزرگان صدها راه بیوگرافی ارد بزرگ از Parts Of GAming زنان اس ام اس فلسفی جملات فوق العاده زیبا و ناب نام های ایرونی, ایرونی سخنان حکیمانه جملاتی بسیار زیبا از بزرگان جهان با ترجمه شیوای شک... جملاتی بسیار زیبا از بزرگان جهان با ترجمه شیوای شک... وجود و دریای خرد در انجمن فرهيختگان ايران شخصیت زن در سایت ایرانیان فنلاتد عشق در کلام ارد بزرگ ارد بزرگ جملات کوتاه نامداران پندهای حکیمانه جملات بز...

دیدگاه مسعود اسپنتمان درباره فلسفه ارد بزرگ (فردوسی)

ارد بزرگ میگوید: ایرانیان نیک نامی و پاکی تبار گذشتگان خویش را در شاهنامه فردوسی میبینند و در هر دودمانی که باشند بر آن راه خواهند بود. کتاب گران سنگ شاهنامه، مهمترین دستاورد پیشینه ی کهن ماست چو این نامور نامه آید به بن / ز من روی گیتی شود پر سَخُن نمیرم از این پس که من زنده ام / که تخم سخن را پراکنده ام هر آنکس که دارد هُش و رای و دین / پس از مرگ بر من کند آفرین (حکیم ابوالقاسم فردوسی) اندیشه، گفتار و کردار نیک، سه پیام بن مند و اساسی فرهنگ ایران است. فرهنگی پربار که بسیاری از شگفتیها، برای یکبار آنهم تنها در او رخ داده اند. یکی از این شگفتیها، پای گذاشتن حکیم ابوالقاسم فردوسی به آستانه ی گیتی و در ایران زمین است. آنگاه که فردوسی چشم به جهان نگشوده بود، از آن رو بود که جهان را هنوز توان آن نبود که سراینده ای چون او بپروراند. او را فردوسی نامیده اند زیرا که به راستی فردوسِ برین جایگاهش بود. من به آن شاعری می اندیشم که نقد عمر بر کف نهاد و جوانی اش را برای پدید آوردنِ شاهکاری بزرگ سپری کرد. من میدانم که هشتمین بهشت جایگاه اوست (پرنسس بی بسکو – شاعر رومانیایی) ...