رد شدن به محتوای اصلی

منتخبین

سلام به همه امروز روز تولد بلاگمه دوستای خوب و بچه های باحال پیام نوری(چون همهمون بچه های بزرگ منشی!!!!!!!هستیم بزرگ نوشتم)بهم سر بزنید مطلبم برام بفرستید !!!پیشا پیش مرسییییییییی!!!!

اینم چندتا سخن که خودم خیلی ازشون خوشم اومد I hopeشما هم خوشتون بیاد!!!

 

 

امروز از دیروز به مرگ نزدیك تریم به خدا چطور

 

 

 

خود را ارزان نفروشیم، در فروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند: قیمت= خدا !

 

 

تجربه اسمی است كه افراد به اشتباهاتشان میدهند

 

 

بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بی‌وفاست - حضرت علی علیه‌السلام

 

 

 

اُرد بزرگ : هیچ گاه عشق به آدمیان را همیشگی مپندار ، از روزی که دل می بندی این نیرو را نیز در خویش بیافرین که اگر تنهایت گذاشت نشکنی ... و اگر خُرد شدی باز هم نامید مشو چون آرام جان دیگری در راه است .

 

 

 

زیبارویی که می داند ، زیبایی ماندنی نیست ، پرستیدنی است . اُرد بزرگ

 

 

 

توانگر کسی است که به آنچه خداوند توانا نصیبش کرده خرسند باشد . زیرا شوریده بخت تر و پراکنده خاطرتر از آزمند کسی نیست . بزرگمهر

 

   

انسان نقطه ای است بین دو بی نهایت بی نهایت لجن و بی نهایت فرشته بنگر به طرف کدام یک می روی (دکتر شریعتی)

 

 

بدترین و خطرناکترین کلمات اینست: «همه این جورند».  (تولستوی)

 

 

 

فرق انسان و سگ در آنست كه اگر به سگی غذا بدهی هرگز تو را گاز نخواهد گرفت.(تولستوی)

 

 

 

اراده‌های قوی جز در لباس عمل و کردار ظهور نمی‌یابند 

 

 

پروانه اغلب فراموش می کند روزی کرم بوده است - مثل سوئدی

 

 

 

درباره درخت، بر اساس میوه‌اش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش

 

 

در بین تمامی مردم تنها عقل است كه به عدالت تقسیم شده زیرا همه فكر می‌كنند به اندازه كافی عاقلند.  (رنه دكارت)

 

 

 

عیب کار اینجاست که من '' آنچه هستم '' را با '' آنچه باید باشم '' اشتباه می کنم ، خیال میکنم آنچه باید باشم هستم،در حالیکه آنچه هستم نباید باشم

 

 

 

همه مردم را «بعضی مواقع» می‌توان فریفت و بعضی از مردم را برای «همه عمر». لیکن نمیتوان همه مردم را برای همه عمر فریب داد.

 

 

 

اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت

 

 

 

افراد موفق كارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلكه كارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند

 

پول و پست و مقام عشق و معرفت نمی آورد بسیار آدمهایی هستند که پولشان با پارو بالا می رود اما عقلی دارند به اندازه یک نخود و دلی دارند به اندازه یک ارزن

 

 

تنها توانگران می توانند بگویند : با ما از بخشش سخن بگو.گدایان فقط می توانند بگویند با ما از گرفتن سخن بگو به تعبیری کسی که بیش تر و بیشتر می خواهد گداست.

 

 

 

آنگاه که از دارایی هایت می بخشی ، چندان نبخشیده ای ، بخشش آن است که پاره های وجود خویش را ببخشی.

 

 

بخشش در برابر خواهش و تقاضا نیکوست ، اما بخشش از روی بصیرت بی آنکه خواهشی در میان باشد نیکوتر است برای کریمان و گشاده دستان جستجو برای یافتن کسی که بستاند لذت بخش تر از نفس بخشش است

 

 

 

این قدر نگو : اگه ببخشم کوچک می شوم اگه با گذشت کردن كسی

 کوچک می شد خدا اینقدر بزرگ نبود

 

 

فقر همنشین کفر است.فقر آنگاه فخر است که از قلمرو توانگری عبور کرده باشد کسی که دارد و از داشته ها می   گذرد به مرتبه استغنا رسیده است.داشتن عیب نیست ، اسارت داشته هاست که عیب است کسی که اسیر داشته ها نیست براحتی می بخشد.

 

 

نگرانی هرگز از غصه فردا چیزی نمی کاهد ، بلکه فقط شادی امروز را از بین می برد

 

پرسش این نیست که آیا بعد از مرگ حیاتی وجود دارد یا نه پرسش حقیقی این است که آیا پیش از مرگ تو زنده ای یا نه ؟

 

ای شب به پاس صحبت دیرین خدای را 

با او بگو حکایت شب زنده داری ام

با او بگو چه می کشم از درد اشتیاق

شاید وفا کند بشتابد به یاری ام

ای دل چنان بنال که آن ماه نازنین

آگه شود ز رنج من و عشق پاک من

با او بگو که مهر تو از دل نمی رود

هرچند بسته مرگ کمر بر هلاک من

ای آسمان بسوز دل من گواه باش

کز دست غم به کوه و بیابان گریختم

داری خبر که شب همه شب دور از آن نگاه

مانند شمع سوختم و اشک ریختم


گردآورنده : عادله

http://www.montakhabin.blogfa.com/





نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

مطلب پایانی جلد یازدهم بعد سوم آرمان نامه اردبزرگ به قلم استاد فرزانه شیدا

  استاد فرزانه شیدا شاعر و پژوهشگر برجسته ایرانی مقیم شهر اسلو در کشور نروژ در مقدمه جلد یازدهم تفسیر اندیشه های ارد بزرگ با عنوان " کتاب بعد سوم آرمان نامه ارد بزرگ " می نویسد : بانو استاد فرزانه شیدا سرآینده نامدار کشورمان درطی بررسی وتفسیر فرگردهای آرمان نامه فیلسوف بزرگ وارزشمند ایرانی *ارد بزرگ همواره در این فکر بوده ام که اندیشه های ناب ومعنوی این بزرگمرد تاریخ که جهانی را بخود مشغول داشته است چقدر می تواند برای هر انسانی ارزشمند و در راه زندگی او سودمند باشد و همواره در جملات عمیق اندیشمند انه ی او دریافته ام که عمق نگاه او در ژرفای واقعیت زندگی بمانند این بوده که به مرکز اصلی و نقطه ی عطف زندگی و هستی رسیده باشی تا توان آنرا داشته باشی با چنین عمقی دنیا را نظاره کرده و تمامی نیازمندیهای زندگی را در هر مرحله و هر موقعیتی در این گذر عمر , معنا کنی و به تفسیری زیبا در جملاتی تبدیل کنی که هر یک همچون دّر درخشانی نور دهنده ی زندگی آدمی باشد نگاه و دیدگاه *ارد بزرگ سرشار از واقعیت های فردی / شخصیتی از دیدگاهی اجتماعی - فرهنگی با شناختی در حد اعلای انسان شناسی ...

جملات قصار از رادیو پیام

چراغ مایه دفع تاریکی است ، بدی جوهر تاریکی در زندگی آدمی است ، که از آن دوری باید جست .فردوسی خردمند آنکه تخم بدی را می فشاند ، بدون شک همۀ محصول آن را درو می کند . دموستن آنچه در انسان بزرگ است این است که او پل است نه غایت . فردریش نیچه طول کشیدن معالجه را دو سبب خواهد بود : نادانی پزشک ، یا نافرمانی بیمار . زکریای رازی کین خواهی از خاندان یک بدکار ، تنها نشان ترس است ، نه نیروی انسانهای فرهمند . ارد بزرگ دو گوش داریم و فقط یک زبان، برای اینکه بیشتر بشنویم و کمتر بگوییم . دیوژن گذشت زمان آدمی را پیر نمی سازد، بلکه ترک آرمانها و کمال مطلوبهاست که ما را فرتوت و افتاده می کند . دوگلاس مک آرتور خوشبختی مانند پروانه ای است ، اگر او را دنبال کنید از شما فرار می کند ولی اگر آرام بنشینید روی سر شما خواهد نشست . داوید هیوم آن که بر فراز بلندترین کوه رفته باشد ؛ خنده می زند بر همهء نمایش های غمناک و جدی بودن های غمناک . فردریش نیچه من اگر در بهشت باشم ولی به من بگویند تو حق نداری جهنم را به این بهشت ترجیح بدهی از آن بهشت بیرون می روم . ژان روستان منبع : http://www.radiopaya...

دیدگاه اسپنتمان در مورد فلسفه و نگاه ارد بزرگ به بی پناهی کودک امروز

توضیح : مقاله کوتاه زیر نوشته پژوهشگر کشورمان اسپنتمان می باشد : ارد بزرگ می گوید : بی پناهی و سرگردانی کودک امروز بیش از هر زمان دیگری ست سرگردانی و بی پناهی از گونه گرایشهای سهشناک و روان-اندوخته ی آدمی است. اندیشه ورزانی چون فروید و بیشتر یونگ پیدایش فرهنگ و تمدن را زاده ناهمسانی سرشت ساده و ناخودآگاه آغازین آدمی با زندگانی متنوع تر اوی در دوران پسین تر میدانند. زیرا آدمی در دوران زندگانی طبیعی خویش پیش از آغار زیست هاژمانی، هرگز همچون جانوری طبیعی نیست، بلکه چیزهایی میبیند و میشنود که به هیچ روی ریشه از غریزه ی ویژه-طبیعی نمیگیرند. او خوابهایی میبیند که هرگز رویکردی خودآگاهانه ندارند. آنها از هزارها سال زندگی ناخودآگاهانه سرچشمه میگیرند.، او در خود، میان ماده و مینو دوگانگی میپندارد... او دیگر میمون گذشته نیست! ازین روست که منتسکیو، نیاکانمان را خوشبخت تر میداند، چرا که زندگانی در اجتماع هرگز نمود و الگویی همسان با زندگی در خانواده ندارد که یکی دیگر از تفاوتهای میان جان لاک و تامس هابز را آشکار میکند. در جایی که هابز، خانواده های بزرگ و جداسر از دولتها را نیز دولت میخواند، لاک می...