رد شدن به محتوای اصلی

داستانهای کوتاه

معبد شیوا
تفسیرهای خاخام
خدا و کودک
مورچه
اینم از سیزده به درشون....
رویاها
عملیات‌ کربلای‌ پنج‌ شلمچه
وسوسه
ماجرای مرد خبیث
ارشک و رودخانه مردمی
درسی از ابومسلم خراسانی
روسپی و راهب از پائولو کوئیلو
راه بهشت از پائولو کوئیلو
دلمشغولی های شاه سلطان حسین
خشم فرمانروای یزد
کوزه ترک خورده
سفر هفتاد ساله
ساختن روح
شادی در تنهایی نیست
فروتنی فریاپت
قهرمان های آدمهای کوچک
میخهایی بر روی دیوار
عشق بورزید تا به شما عشق بورزند
مزدور
برایت ارزوی کافی میکنم!!!
نا امیدی خردمندان را هم به زمین می زند
لیلی، خودش را به آتش کشید
لیلی، تشنه تر شد
لیلی، پروانه خدا
لیلی، نام دیگر آزادی
وجود و دریای خرد
آیا تکرار تاریخ ممکن است لیلی، رفتن است
آیا در پس مرگ زندگی ست
شیطان از انتشار لیلی می ترسد
اسب سرکش در سینه لیلی
لیلی، زیر درخت انار
لیلی، نام تمام دختران زمین است
احترام به شایستگان
جواز بهشت
سم
نشان لیاقت عشق
تزریق خون
امنیت در دستگاه دیوانی !
امید ، خود زندگیست
خانم نظافتچی
تصمیم مهم
آخرین ضربه بود
جنگ خوب است یا بد ؟
سرانجام عشق به ایران
زیر سایه های لغزان برف
ساعت را نگاه می کنم
درخشش سپید و خنک معشوق
شانه خودخواه از زیبا تبریزی
قدرت عجیب یک کودک
سنگتراش
قلب جغد پیر شکست
بزرگترین حکمت
خولی و خر نامرد
بلایی که ابومسلم خراسانی بر سر کمونیسم آورد !
کاریمی" تعریف می کند :
کودکی با پای برهنه
شجاعت ادامه دادن زندگی ام را هم دارم
عروسک پشت پرده از صادق هدایت
آخرین باری که دیدمش
مردی که فقط می خواست بگوید سیب
گل سرخی برای محبوبم
چند لحظه خودتونو اونجا ببینید..
عقاب
فقر
حکمت خدا
نابینا و ماه
بهشت و جهنم
ایجاد امنیت وظیفه فرمانرواست
عروسک
شکلات
نوشته روی دیوار
نوشته روی دیوار
دلربایی پیش از مرگ
ایمان
دو کوزه
فرزانگی پیری
پارمیس
شبی راه‌زنان
کمک خواندنی شاه سلطان حسین به سیل زدگان
یادگـــــاری
طعم عشق به میهن
گفتگو با کودکان
راه بهشت
گهواره خالی از داکتر اکرم عثمان
گفتگو با کودکان از یاسمین آتشی
بهای عشق از داکتر ش. پرتو
بشـنو از نی چون حکایت می کند از اکرم عثمان
داستانی از حضرت سلیمان
پهـلوی تابوت
امید کسی را نا امید نکن
افسانه هندی
مهمترین پشتوانه فرمانروایان
بتی که شکست
پدرم و رادیوی کوچکش از قادر مرادی
آوازه نام رودکی
زن حامله روی درخت از عزیز معتضدی
داستان کوتاه پرستـــــو از عزیز معتضدی








نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

گریه کنید !

اما آیا می‌دانید که اشک ریختن می‌تواند چقدر برای روح و جسم ما مفید باشد؟ حتماً تعجب می‌کنید البته فراموش نکنید اشک ریختن ممکن است از طریق محرک‌های بسیاری ایجاد شود اما آنچه که ما در این بحث می‌خواهیم مطرح کنیم اشک ریختن به واسطه تحریک احساسات است . محققان عقیده دارند گریه و خنده هر دو ریشه در یک بخش از مغز دارند و همان‌طور که خنده فواید زیادی برای بدن دارد که می‌توان از آنها به پایین آوردن فشار خون، افزایش قدرت ایمنی بدن و بهبود حالت روحی اشاره کرد گریه نیز خواص مشابهی دارد . متخصصان مغز و اعصاب که روی گریه تحقیقات زیادی انجام داده‌اند می‌گویند گریه می‌تواند براثر هر محرک بیرونی مانند شنیدن یک موسیقی، تماشای یک فیلم یا محرک درونی مثل یادآوری خاطرات تلخ و یا هر چیز دیگری ایجاد شود اما آنچه اهمیت دارد این است که بدین ترتیب تخلیه احساسی که بسیار ضروری است انجام می‌گیرد . باید بدانید که به طور عادی زنان 4 برابر بیشتر از مردان گریه می‌کنند و بررسی‌های انجام شده نشان داده است که 85 درصد از زنان و 72 درصد از مردان پس از گریه احساس بهتری دارند.البته گریه مردها و زنان با هم ت...

Ba Bozorgan eil ghashghaei

بزرگان ايل قشقايي آيت اله جهانگير خان قشقايي اسماعيل خان صولت الدوله حاج محمد کريم خان کشکولي (نماينده ايل قشقايي)، آدينه محمد (نماينده ايل ترکمن) و دو تن ديگر از نمايندگان مجلس دوم شوراي ملي محمد حسین خان قشقایی محمد حسین خان قشقایی متولد هجده رمضان 1330 ه.ق بوده و سومین پسر صولت الدوله قشقایی می باشد. محمد حسین خان در دوره های 14-15 و 17 مجلس شورای ملی از طرف اهالی شهرستان آباده به نمایندگی انتخاب شده است. در ایل، ایشان به دلیری و سخاوت مشهور بوده است. فرود گرگين پور نوازنده قشقايي استاد مرحوم محمد حسين كياني خواننده بزرگ ايل خسرو خان و محمد حسین خان قشقایی به همراه دكتر مصدق ارد بزرگ فیلسوف بزرگ از مادر قشقايي محمد بهمن بيگي به همراه دانش آموزان و معلمان ايل و فر ح د يبا محمد بهمن بيگي بيژن بهادري كشكولي(نقاش ايل قشقايي) محمد قلی خان قشقائی قهرمان و یکه تازمیدان مبارزه با انگلیس در ننیزک بوشهر.بنیان گذار باغ ارم در شیراز و 16باغ دیگر در فارس. در اواخر سلسله زنديه، بيش ا ز75 سال اين باغ در تصاحب سران...

تنها "آغاز ها" را باید "جشن" گرفت

ارد بزرگ می گوید : تنها "آغاز ها" را باید "جشن" گرفت چرا که شیره جهان در رشد و "زایندگیست" . جشن گرفتن "آغازها" را در شاهنامه فردوسی به آشکارا میتوانیم ببینیم. برگزاری نخستین جشن [سده] در شاهنامه به زمان هوشنگ باز میگردد که آتش اهورایی نخستین بار پدید می آید: بگفتا فروغی است این ایزدی / پرستید باید اگر بخردی یکی جشن کرد آن شب و باده خورد / "سده" نام آن جشن فرخنده کرد ز هوشنگ ماند این سده یادگار / بسی باد چون او دگر شهریار دومین جشن [نوروز] در زمان جمشید برپا میگردد و آن نخستین پرواز آدمی بر فراز زمین است. چو خورشید تابان میان هوا / نشسته بر او شاهِ فرمانروا جهان انجمن شد بر آن تخت اوی / شگفتی فرومانده از بختِ اوی بخ جمشید بر گوهر افشاندند / مر آن روز را "روز نو" خواندند سومین جشن [مهرگان] در زمان فریدون برپا میگردد که جشن پیروزی نیکی بر بدی، فریدون بر ضحاک است پرستیدن "مهرگان" دینِ اوست / تن آسانی و خوردن آیین اوست پیوند میان "آغازینگی" و "جشن" و "زایندگی" شایسته ی پژوهش است. بر...